دسته بندی نشده

چطور در هاستل دوست جدید پیدا کنیم؟ شاید راحت‌تر از چیزی که فکر می‌کنید!

اولین باری که وارد هاستل می‌شوید، احتمالا همه‌چیز کمی ناآشنا به نظر می‌رسد. چند نفر روی مبل نشسته‌اند و با هم حرف می‌زنند، یکی در آشپزخانه مشغول درست کردن قهوه است، چند نفر تازه از گشت در شهر برگشته‌اند و بقیه هم در رفت‌وآمدند. اگر اولین تجربه‌تان باشد، شاید این سوال از ذهنتان بگذرد: «آدم‌ها اینجا همدیگر را از قبل می‌شناسند؟»

پاسخ تقریبا همیشه منفی است.

جذاب‌ترین ویژگی هاستل همین است؛ بیشتر آدم‌هایی که آنجا می‌بینید، چند ساعت یا چند روز قبل درست مثل شما غریبه بوده‌اند. چیزی که فضا را متفاوت می‌کند، این نیست که همه اجتماعی‌ترند یا راحت‌تر دوست پیدا می‌کنند؛ بلکه محیط طوری طراحی شده که شروع یک گفت‌وگو، ساده تر از همیشه به نظر می‌رسد.

در هتل، معمولا هرکس کلید اتاقش را می‌گیرد و تا زمان خروج، دنیای خودش را دارد. اما در هاستل، فاصله بین آدم‌ها خیلی کمتر است. نه فقط از نظر فیزیکی، بلکه از نظر تجربه‌ای که با هم شریک هستند. همه برای کشف یک شهر جدید آمده‌اند و همین نقطه مشترک، اولین بهانه برای شروع یک گفت‌وگو است.

 

قرار نیست خودتان را به کسی معرفی کنید!

خیلی‌ها قبل از اولین اقامت در هاستل، تصور می‌کنند باید آدم برون‌گرایی باشند؛ کسی که بتواند با هر غریبه‌ای وارد صحبت شود. اما اگر چند روز در یک هاستل بمانید، متوجه می‌شوید بیشتر گفت‌وگوها اصلا این‌طور شروع نمی‌شوند.

شخصی از دیگری می‌پرسد نزدیک‌ترین کافه کجاست.

شخص دیگری دنبال هم‌مسیر برای بازدید از یک جاذبه می‌گردد.

یکی درباره غذایی که روی میز است کنجکاو می‌شود و نفر بعدی درباره کشوری که از آن آمده‌اید سوال می‌پرسد.

چند نفر موقع شستن ظرفهای ناهار مشغول به صحبت کردن می‌شوند.

 

هیچ‌کدام از این مکالمه‌ها از قبل برنامه‌ریزی نشده‌اند. آن‌ها فقط در محیطی اتفاق می‌افتند که آدم‌ها فرصت دیدن یکدیگر را دارند.

به همین دلیل، اگر هدف اصلی‌تان از اقامت در هاستل پیدا کردن دوست باشد، شاید کمی ناامید شوید. اما اگر فقط در جریان زندگی روزمره‌ی هاستل قرار بگیرید، احتمال زیادی وجود دارد که دوستی‌ها خودشان شکل بگیرند.

 

اشتباهی که خیلی از مسافرها مرتکب می‌شوند؟

تقریبا همه کسانی که برای اولین بار در هاستل اقامت می‌کنند، یک اشتباه مشترک دارند؛ بعد از گشتن در شهر، مستقیم به اتاق برمی‌گردند.

در ظاهر تصمیم منطقی‌ای است. خسته‌اید، دوش می‌گیرید، کمی استراحت می‌کنید و بعد دوباره بیرون می‌روید.

اما مسئله اینجاست که بخش مهمی از تجربه‌ی هاستل، اصلا داخل اتاق اتفاق نمی‌افتد.

آشپزخانه، حیاط، کافه، جایی است که آدم‌ها بعد از یک روز کامل پیاده‌روی، آرام‌آرام دور هم جمع می‌شوند. یکی درباره مقصد بعدی‌اش حرف می‌زند، یکی عکس‌های روزش را نشان می‌دهد و دیگری از جایی تعریف می‌کند که کمتر کسی آن را می‌شناسد.

اگر در این فضاها حضور داشته باشید، معمولا لازم نیست برای پیدا کردن موضوع صحبت تلاش کنید. خود سفر، گفت‌وگو را جلو می‌برد.

 

بهترین سوال برای شروع گفت‌و‌گو ساده ترین سوال است.

گاهی مسافرها فکر می‌کنند برای شروع صحبت باید جمله خاصی بلد باشند. اما در هاستل، معمولا ساده‌ترین سوال‌ها بهترین نتیجه را دارند.

– امروز کجا رفتی؟

-من میخوام آشپزی کنم دوست داری کمکم کنی؟

– چند روزه اینجایی؟

-من دارم میرم  میدان نقش جهان، دوست داری با هم بریم؟

– اولین باره میای اصفهان؟

 

بعضی از این سوال‌ها شاید در هر جای دیگری کلیشه‌ای به نظر برسند، اما در هاستل دقیقا همان چیزی هستند که گفت‌وگو را باز می‌کنند. چون تقریبا همه، تجربه‌ای برای تعریف کردن دارند.

جالب اینجاست که خیلی وقت‌ها صحبت اصلا درباره سفر باقی نمی‌ماند. از غذا و موسیقی گرفته تا فیلم، دانشگاه، شغل یا حتی برنامه‌های آینده، موضوع‌ها یکی‌یکی عوض می‌شوند و ناگهان متوجه می‌شوید چند ساعت گذشته، بدون اینکه متوجه زمان شده باشید.

 

 

هاستل خوب، فقط جای خواب نیست!

هاستل خوب باید به نحوی طراحی شده باشد که آدم‌ها بیشتر کنار هم قرار بگیرند. فضای مشترک فقط یک بخش از ساختمان نیست؛ قلب هاستل است.

اگر مقصدتان اقامت در اصفهان باشد، هاستل رگ راگ دقیقا چنین فضایی دارد. از همان لحظه‌ای که وارد حیاط یا فضای مشترک آن می‌شوید، متوجه می‌شوید بیشتر مهمان‌ها در اتاق‌هایشان نیستند. بعضی مشغول نوشیدن چای هستند، چند نفر درباره برنامه فردا حرف می‌زنند و عده‌ای هم تازه از گشت در شهر برگشته‌اند.

همین فضای زنده، باعث شده هاستل رگ راگ در اصفهان  بین مسافرهای انفرادی و کوله‌گردها محبوب باشد. خیلی از مهمان‌ها، سفرشان را فقط با عکس‌هایی از اصفهان به پایان نمی‌رسانند؛ بلکه با چند آشنایی تازه، چند برنامه مشترک برای ادامه سفر یا حتی دوستی‌هایی که بعد از سفر هم ادامه پیدا می‌کنند، از آنجا می‌روند.

این چیزی نیست که بتوان آن را با امکانات یا تعداد ستاره‌های یک اقامتگاه اندازه گرفت. حال‌وهوای یک هاستل، همان چیزی است که باعث می‌شود بعضی اقامتگاه‌ها سال‌ها در ذهن مسافر بمانند.

 

اگر خجالتی هستید، اتفاقا هاستل انتخاب خوبی است!

شاید عجیب به نظر برسد، اما خیلی از کسانی که امروز عاشق اقامت در هاستل هستند، خودشان را آدم‌های درون‌گرا می‌دانند.

دلیلش ساده است. در هاستل هیچ‌کس از شما انتظار ندارد مرکز توجه باشید. لازم نیست جمع را گرم کنید یا مدام حرف بزنید. کافی است در فضاهای مشترک حضور داشته باشید و اجازه بدهید گفت‌وگوها مسیر طبیعی خودشان را طی کنند.

گاهی فقط کنار همان میزی می‌نشینید که چند نفر دیگر هم آنجا هستند. چند دقیقه بعد درباره قهوه صحبت می‌کنید، بعد درباره سفر و ناگهان متوجه می‌شوید برای فردا با همان آدم‌ها قرار گذاشته‌اید تا با هم شهر را بگردید.

 

تجربه‌ای که با خودتان می‌برید.

بعد از هر سفر، عکس‌ها را مرتب می‌کنید، سوغاتی‌ها را کنار می‌گذارید و کم‌کم جزئیات مسیر را فراموش می‌کنید. اما آدم‌هایی که در سفر ملاقات کرده‌اید، معمولا خیلی بیشتر از اسم خیابان‌ها و کافه‌ها در ذهن می‌مانند.

شاید چند سال بعد دیگر یادتان نباشد اولین روز در اصفهان از کدام خیابان عبور کردید، اما احتمال زیادی دارد هنوز آن گفت‌وگوی چندساعته در حیاط هاستل در اصفهان، آن صبحانه دسته‌جمعی یا آن گردش ناگهانی با چند مسافر دیگر را به خاطر داشته باشید.

شاید همین تفاوت کوچک، مهم‌ترین دلیلی باشد که خیلی‌ها بعد از یک‌بار اقامت در هاستل، دیگر سخت بتوانند به سفر به همان شکل قبلی برگردند. چون متوجه می‌شوند بعضی از بهترین بخش‌های سفر، نه در برنامه‌ریزی‌ها، بلکه در اتفاق‌هایی شکل می‌گیرند که اصلا انتظارشان را نداشتند.

مسیح عباسی

No comments yet! You will be the first one to comment.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *