تنهایی سفر کردن
ترسناکتر از چیزی که فکر میکنید، یا بهترین تصمیم زندگی؟
تقریبا همه ما سفر را با یک تصویر مشترک میشناسیم؛ چند دوست، یک خانواده یا حداقل یک همسفر. برای همین وقتی کسی میگوید (میخواهم تنها سفر کنم)، اولین واکنش معمولا تعجب است. مگر سفر بدون همسفر هم لذت دارد؟
پاسخ کوتاه این است: بله، اما نه به همان شکلی که تصور میکنید.
سفر تنهایی قرار نیست جای سفرهای گروهی را بگیرد. این دو، دو تجربه کاملا متفاوتاند. اگر سفر با دوستان پر از خاطرههای مشترک است، سفر انفرادی بیشتر درباره ساختن رابطهای تازه با خودتان است. رابطهای که شاید در شلوغی زندگی روزمره کمتر فرصتی برای شکل گرفتن پیدا میکند.
در سالهای اخیر، سفرهای انفرادی به یکی از محبوبترین سبکهای سفر در دنیا تبدیل شدهاند. از دانشجوها و زوجین گرفته تا مردم عادی که فقط چند روز از شلوغی زندگی فاصله میخواهند، هرکدام به دلیلی چمدانشان را میبندند و بدون همسفر راهی میشوند. دلیلش هم فقط ماجراجویی نیست؛ آزادی، انعطاف و تجربههای غیرمنتظرهای که در سفر انفرادی به دست میآید، چیزهایی هستند که بهسختی میتوان در سفرهای گروهی پیدا کرد.
چرا سفر تنهایی اینقدر محبوب شده است؟
یکی از بزرگترین مزیتهای سفر انفرادی این است که هیچ برنامهای جز برنامه خودتان وجود ندارد. لازم نیست برای بیدار شدن، انتخاب رستوران، بازدید از یک موزه یا حتی تغییر مقصد با کسی هماهنگ کنید. اگر دلتان بخواهد سه ساعت در یک کافه بنشینید و فقط مردم را تماشا کنید، هیچکس عجلهای برای رفتن ندارد. اگر بخواهید ناگهان مسیر سفرتان را عوض کنید، تنها کسی که باید قانع شود، خودتان هستید.
همین آزادی، کیفیت سفر را تغییر میدهد. بهجای اینکه مدام درگیر هماهنگی باشید، بیشتر حواستان به خود سفر است؛ به خیابانها، آدمها، صداها و جزئیاتی که شاید در سفرهای شلوغ اصلا متوجهشان نشوید.
اما شاید مهمتر از همه این باشد که سفر تنهایی، آدم را مجبور میکند روی خودش حساب کند. پیدا کردن مسیر، حل کردن یک مشکل پیشبینینشده یا حتی شروع یک گفتوگو با یک غریبه، کارهایی هستند که بعد از چند روز، اعتمادبهنفستان را بیشتر از چیزی که فکر میکنید تغییر میدهند.
آیا سفر تنهایی واقعا تنهاست؟
جالب است بدانید بسیاری از افرادی که تنها سفر میکنند، بیشتر از کسانی که گروهی سفر میکنند با آدمهای جدید آشنا میشوند.
وقتی همراهی ندارید، احتمال اینکه با مسافرهای دیگر سر صحبت را باز کنید یا از مردم محلی سوال بپرسید، بیشتر میشود. خیلی از دوستیهایی که در سفر شکل میگیرند، دقیقا از همین گفتوگوهای ساده شروع شدهاند؛ از یک میز صبحانه، یک تور شهری یا حتی چند دقیقه انتظار برای اتوبوس.
به همین دلیل است که بسیاری از بکپکرهای حرفهای معتقدند سفر انفرادی، در واقع یکی از اجتماعیترین شکلهای سفر است.
البته همه چیز هم ایدهآل نیست!
اگر کسی بگوید سفر تنهایی فقط مزیت دارد، احتمالا تصویر کاملی از آن ارائه نمیدهد.
گاهی پیش میآید که دلتان بخواهد کسی کنار شما باشد تا منظرهای را که میبینید با او به اشتراک بگذارید. گاهی مسئولیت تمام تصمیمها خستهکننده میشود و گاهی هم اگر برنامهریزی درستی نداشته باشید، ممکن است احساس سردرگمی کنید.
از طرف دیگر، امنیت در سفرهای انفرادی اهمیت بیشتری پیدا میکند. انتخاب محل اقامت مناسب، اطلاع داشتن از مسیرها، نگهداری درست از مدارک و کمی تحقیق قبل از سفر، میتواند تفاوت زیادی در کیفیت تجربه شما ایجاد کند.
خبر خوب این است که بیشتر این چالشها با برنامهریزی قابل حل هستند.
چطور اولین سفر تنهایی را شروع کنیم؟
اگر هنوز مطمئن نیستید، لازم نیست اولین تجربهتان یک سفر طولانی یا بینالمللی باشد. حتی یک سفر دو یا سه روزه به شهری که همیشه دوست داشتید ببینید، میتواند شروع فوقالعادهای باشد.
قبل از حرکت، مقصدتان را بشناسید، بودجه مشخصی در نظر بگیرید، مدارک مهم را بهصورت دیجیتال هم ذخیره کنید و برنامه کلی سفرتان را با یکی از نزدیکانتان به اشتراک بگذارید.
اما یک تصمیم دیگر هم وجود دارد که شاید حتی از انتخاب مقصد مهمتر باشد؛ محل اقامت.
چرا هاستل، بهترین انتخاب برای سفر تنهایی است؟
بعضیها هنوز فکر میکنند هاستل فقط نسخه ارزانتر هتل است، در حالی که فلسفه وجودی هاستل چیز دیگری است!
هاستلها برای آدمهایی ساخته شدهاند که دوست دارند سفر را فقط از پشت پنجره اتاقشان تجربه نکنند. آشپزخانههای مشترک، حیاط، کافه، فضای نشیمن یا رویدادهایی که گاهی برای مهمانها برگزار میشود، باعث میشود ارتباط گرفتن با دیگر مسافرها کاملا طبیعی باشد.
برای کسی که اولین سفر تنهاییاش را تجربه میکند، این فضا یک مزیت بزرگ است. هنوز استقلال خودتان را دارید، اما اگر دوست داشته باشید، همیشه چند نفر برای همصحبتی، نوشیدن یک فنجان چای یا حتی همراه شدن در گشت شهری پیدا میشوند.
شاید به همین دلیل باشد که خیلی از مسافرهای حرفهای، حتی زمانی که از نظر مالی محدودیتی ندارند، باز هم هاستل را به هتل ترجیح میدهند.
اگر مقصدتان اصفهان است، هاستل رگ راگ با یک لیوان چای داغ منتظر شماست!
اگر قصد دارید سفر تنهایی را در اصفهان تجربه کنید، انتخاب محل اقامت میتواند روی کل حس سفرتان تاثیر بگذارد.
هاستل رگ راگ بخشی از خود سفر است. فضای گرم و صمیمی، حیاطی که مهمانها عصرها دور هم جمع میشوند و محیطی که ارتباط گرفتن با مسافرهای دیگر را راحت میکند، و شاید همین چیز های کوچک باعث شده این هاستل بین توریست ها و مسافرهای انفرادی محبوب باشد.
اگر اهل گفتوگو باشید، احتمال زیادی وجود دارد که سر میز صبحانه با کسی از یک کشور دیگر آشنا شوید، برای دیدن میدان نقش جهان همراه پیدا کنید یا حتی تا مدتها بعد از سفر، ارتباطتان را حفظ کنید.
از طرف دیگر، موقعیت مناسب هاستل برای دسترسی به جاذبههای تاریخی اصفهان باعث میشود زمان کمتری را صرف رفتوآمد کنید و بیشتر از شهر لذت ببرید. همین جزئیات کوچک هستند که یک اقامت معمولی را به بخشی از خاطرات سفر تبدیل میکنند.
در نهایت، آیا سفر تنهایی ارزشش را دارد؟
اگر از آن دسته آدمهایی هستید که همیشه منتظر پیدا شدن یک همسفر میمانند، شاید وقتش رسیده یکبار معادله را برعکس کنید.
قرار نیست همه سفرها را تنها بروید. اما اگر حتی یکبار این تجربه را امتحان کنید، احتمالا متوجه میشوید سفر تنهایی آنقدرها هم درباره تنها بودن نیست؛ درباره آزاد بودن است.
آزاد بودن برای تصمیم گرفتن، برای تغییر مسیر، برای آشنا شدن با آدمهای تازه و مهمتر از همه، برای شناختن نسخهای از خودتان که شاید تا امروز فرصت دیده شدن نداشته است.
و اگر این تجربه را با انتخاب یک هاستل خوب شروع کنید، ممکن است چیزی بیشتر از یک جای خواب نصیبتان شود؛ چند دوست تازه، چند گفتوگوی بهیادماندنی و خاطرههایی که سالها بعد هم با لبخند از آنها یاد خواهید کرد. شاید دقیقا به همین دلیل است که خیلیها بعد از اولین سفر انفرادی، دیگر منتظر پیدا کردن همسفر نمیمانند؛ چون میفهمند بهترین سفرها، همیشه با تعداد آدمهای بیشتر تعریف نمیشوند.
مسیح عباسی
تابستان 1405

