همه می دانیم دولت برای تغییر وضع نامطلوب فوتبال کشور، ابزار خصوصی سازی و کاهش تصدیگری را برگزیده و می خواهد، سهم خود را در باشگاهداری کشور از رقم عجیب بیش از 90 درصدی تا پایان برنامه پنجم به صفر برساند. بدیهی است که در این راه، با موانع جدی روبه رو خواهد بود و بنا بر تجربه خصوصی سازی در کشور، مدیران دولتی، بزرگترین مانع خصوصی سازی هستند و حال نیز که یک الزام قانونی، مانع هزینه کرد آنان در این بخش شده و اشکال مجازی و سوری از خصوصی سازی را همان گونه که پیش از این در بخش صنعت اجرا کرده...

موانع خصوصی سازی باشگاه ها چیست؟

سرویس ورزشی «تابناک» ـ همه بزرگان فوتبال ایران در یک مورد اتفاق نظر دارند و آن تأیید اظهارنظر اسطوره فوتبال ایران و جهان در مراسم معارفه وی در باشگاه تازه استقلال یافته راه آهن است که ایمان دارد، اگر فوتبال ما قصد پیشرفت دارد، باید خصوصی شود.

در این اتفاق نظر، یک اختلاف عمل هست و آن به پیشینه خصوصی سازی در ایران برمی گردد که در پایان به «خودمانی سازی» منجر شده و این تجربه تلخ، سایه شوم خود را به روند جدید خصوصی سازی در فوتبال ایران افکنده است؛ پس باید هشیار بود که با تنظیم راهکارهای مناسب برای گسترش مشارکت عمومی در راستای افزایش کارایی و بهره وری منابع مادی و انسانی فوتبال موجود کشور قدم برداشت و با چشمداشت به ویژگی های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یکسره متفاوت ایران با دیگر کشورهای جهان، الگویی مناسب و اجرا شدنی برای امر خصوصی سازی فوتبال ایران پیشنهاد کرد که البته موفقیت در این راه، تا اندازه زیادی در گرو شناخت این ویژگی هاست.
بنا بر این گزارش، دلسوزان فوتبال و ورزش کشور، تلاش می کنند این زندگی جدید فوتبال بر پایه انگاره ها و تعاریف و مفاهیم درست خصوصی سازی بنا نهاده شود، چرا که در غیر این صورت، سرنوشت مختوم آن فساد بیشتر، حاکمیت ضد ارزش ها و تداوم جریان های انحرافی در ورزش و در پایان، افت کمی و کیفی فوتبال کشور را بیش از پیش خواهیم دید.

در همین نخستین تجربه خصوصی سازی تیم های فوتبال لیگ برتری، پایه های این حرکت به سمت مطلوب گذاشته می شود؛ بنابراین، اگر این تجربه ـ که نخستین آجر دیوار خصوصی سازی باشگاه های لیگ برتری است ـ کج گذاشته شود، این دیوار تا ثریا کج خواهد رفت.

واگذاری راه آهن تهران ظاهرا بدون حاشیه های زیاد به انجام اولیه رسید و امید است با رعایت اصول و اعتقاد قلبی دست اندرکاران آن تیم به خصوصی سازی واقعی، به فرجامی نیک بینجامد.

و اما باشگاه نفت تهران همچنان در پرده عمل می کند. امید است این مجموعه نیز به همان ایمان اسطوره فوتبال ایران دست یابد و واقعیت خصوصی سازی را در خود پیاده کرده و از دست به دست کردن این تیم در دولت دوری کند و دومین آجر این دیوار را به درستی بر خشت اول بنهد تا دومین تجربه خصوصی سازی نیز در راه خوبی قرار بگیرد.

در این زمینه باید دقت شود که تجدید ساختار و ایجاد دگرگونی در مدیریت و رفتار باشگاه ها از ابزار اصلی خصوصی سازی در فوتبال کشور است. با این شیوه اداره که حاشیه ها همواره بر متن می چربد و گرفتن تصمیمات اساسی بر پایه مصلحت ها استوار است، نمی توان آینده امیدبخشی برای زندگی جدید فوتبال کشور جستجو کرد. باشگاه های تازه استقلال یافته لیگ برتری، راهی جر آن ندارند که به این واقعیت تن دهند که خصوصی سازی یک الزام قانونی است و دولت به روند هزینه کردن ـ آن هم به شیوه یارانه ای ـ تمایل ندارد.

بنابراین، تا فرصت هست، باید بدون هیچ گونه چشمداشتی به منابع دولت با زندگی جدید خو بگیرند؛ هرچند ممکن است، آغاز سختی را در فصل آتی داشته باشند، ولی فرجام نیک وابسته نبودن به منابع دولتی، پیروزی های آتی را در کام آنان خوش خواهد کرد و از سوی دیگر، از این امتیاز برخوردارند که در میدان پر جنجال خصوصی سازی، از دیگر رقبای خود پیشی بگیرند که موجبات پیشکسوتی آنان را در عرصه رقابت حرفه ای در صنعت فوتبال فراهم خواهد کرد.

افزون بر این الزام قانونی، یک الزام اخلاقی نیز برای باشگاه های خوشنام، شفاف و ارزشی همچون نفت تهران هست که از سابقه خوشنامی خود در فصل گذشته نگهداری کند و برای گذر از این بحران مقطعی، خود را به باتلاق عدم شفافیت نیندازد.

صنعت رسانه نیز الزام دارد که در این تغییر فرهنگی، اقتصادی، یار دوازدهم باشگاه های کشور باشد تا این بار پر مسئولیت، که بر گردن نسل مدیران کنونی فوتبال کشور سنگینی می کند، کج نشود و به مقصد برسد.

همه می دانیم دولت برای تغییر وضع نامناسب فوتبال کشور، ابزار خصوصی سازی و کاهش تصدیگری را برگزیده و می خواهد سهم خود را در باشگاهداری کشور از رقم عجیب بیش از 90 درصدی تا پایان برنامه پنجم به صفر برساند. بدیهی است که در این راه، با موانع جدی روبه رو خواهد بود و بنا بر تجربه خصوصی سازی در کشور، مدیران دولتی، بزرگترین مانع خصوصی سازی هستند و حال نیز که یک الزام قانونی، مانع هزینه کرد آنان در این بخش شده، اشکال مجازی و سوری از خصوصی سازی را همان گونه که پیش از این در بخش صنعت اجرا کرده در پیش گیرد.

این مشکل گذشته از همه زیان های اقتصادی آن، بی گمان بر روابط دولت ـ ملت نیز اثرگذار است و خدایی ناکرده، موجبات بی اعتمادی مردم را به شعار خصوصی سازی واقعی در کشور فراهم می آورد. حساسیت بیشتر این موضوع، هنگامی است که یکی از ضعیف ترین و حساس ترین اقشار جامعه یعنی جوانان، ناظرین باهوش این ماجرا هستند.

سخن پایانی اینکه به تأیید بزرگان فوتبال حرفه ای کشور ایمان داریم که پیشرفت فوتبال ایران از راه پر چالش خصوصی سازی می گذرد و صرفه و صلاح کشور در عمل واقعی به الزامات قانون برنامه است و دوران باشگاهداری دولتی در اقتصاد ورزش امروز ایران پایان یافته، چرا که این میدان سخت رقابتی است و دیگر از حمایت های دولت بدون پاسخگویی خبری نیست.