راجع به مهاجرت قو‌های اکلیلی به ووهان چیزی نشنیده بودم تا روزی که با دوتای آن‌ها در رگ راگ آشنا شدم،
لنا و گرتا از لایپزیش به آسیا‌ی دور می‌رفتند و بین راه برای اقامت ۲روز که تبدیل به ۱۸روز شد به پیش ما پرواز کردند.
هنوز روزی که بر روی سنگفرشهای چهارباغ بعد از خوردن بروکلی قدم می‌زدیم را فراموش نمیکنم، آن شب نقش‌جهان اصفهان برای لنا چشمک زد و نیمی از جهان را به گرتا هدیه داد…این نقاشی زیبا یادگار و نوشته‌ی این دو قوی اکلیلی قبل از ادامه سفرشان برای ما بود.